عناصر ترکیب بندی در عکاسی

عناصر ترکیب بندی در عکاسی

10 عنصر اصلی ترکیب بندی در عکاسی

گاهی بد نیست که از بحث های کلی در مورد خلاقیت دست برداریم و به عناصر اصلی ترکیب یک عکس بپردازیم.
با وجود اینکه در هنر به عنوان یک کل عناصر بی شماری وجود دارند،
این مقاله به ده عنصر مهم که مخصوص عکاسی هستند و بخش های اصلی عکس شما را تشکیل می دهند، خواهیم پرداخت.
آنها را به دو دسته اصلی اشیا و روابط میان آنها تقسیم کردیم.
این موارد چیزی به غیر از بلوک های سازنده خلاقیت نیستند.

اشیا

شش عنصر ترکیب در واقع انواع مختلفی از اشیا هستند
که ممکن است در یک عکس ببینیم، آنها می توانند ساده یا پیچیده باشند.
این عناصر به هیچ چیز دیگری در عکس یا مرزهای خود ترکیب وابسته نیستند.
هر شی در عکس تا حدودی ویژگی هایش را نمایش می دهد و گاهی آنها را پنهان می کند.

ترکیب بندی در عکاسی

1. نقاط

ساده ترین عنصر یک ترکیب نقطه است.
نقاط کمی فریبنده هستند و از نظر محاسباتی ابعادشان صفر است.
در عکاسی سخت گیری ما کمتر است.
نقطه به عنوان کوچکترین ناحیه موردتوجه در عکس یا تقاطع میان نواحی موردنظر شناخته می شود.
ستاره های موجود در عکس نقاط هستند و به همین دلیل نور خارج از فوکس در پس زمینه تلقی می شود.
در مورد نقطه ای که در آن دو کوه به یکدیگر می رسند نیز همین نقطه دیده می شود.

نقاط در عکس مهم هستند زیرا یکی از اصولی ترین روش ها برای جلب توجه و افزودن دقت به یک منطقه خاص تلقی می شوند.
در عکس زیر چه عناصری توجه شما را جلب می کند؟ پاسخ کاملا مشخص است:
قله تپه شنی- نقطه. این نقطه باعث می شود که توجه ما جلب شود و خطوط شیب را دنبال کنیم تا به همان نقطه برسیم.
اگر باور داشته باشید که نقاط می توانند توجه بیننده و نگاهش را جلب کنند، متوجه اهمیت آنها در عکاسی خواهید شد.

ترکیب بندی در عکاسی

2. خطوط

در مقایسه با نقاط که توجه بیننده را جلب می کنند، خطوط مانند مسیری هستند که بیننده دنبال می کند.
یا مانند یک مرز میان زمین و آسمان عمل می کنند.
خطوط در عکاسی مشابه تعریف خط در هندسه نیستند.
در عکاسی هر چیزی که دو بخش از عکس را به هم متصل کند یا در میان ترکیب ترسیم شده باشد، یک خط است.
این خط می تواند جاده ای پرپیچ و خم یا تیغه کوه باشد.
حتی لبه های روشن و تاریک ابر معمولا خط تلقی می شوند.
خطوط هم عامل مهمی میان ارتباط دو عناصر مختلف در عکس هستند.
آنها می توانند ساختار یک عکس را تشکیل دهند.

مسیری که از پیش زمینه به پس زمینه می رسد باعث می شود که عکس منسجم دیده شود.
گاهی خطوط در عکس خیالی اند اما بازهم وجود دارند.
چهره کودکی را تصور کنید که به ماشین اسباب بازی اش نگاه می کند.
فضای میان کودک و ماشین خالی است اما بیننده می داند که در هر صورت اهمیت دارد.
یک خط میان دو عنصر عکس وجود دارد که آنرا تاثیرگذارتر می کند.
خطوط اهمیتی معادل نقاط ندارند.
اما نقاط را به هم وصل کرده، یا تقسیم می کنند یا اینکه چشم بیننده را به سمت موردنظرتان هدایت می کنند.
همین امر باعث شده که آنها مهمترین عناصر ترکیب، لحاظ شوند.

ترکیب بندی در عکاسی

3. اشکال

پس از عناصر ساده به سراغ عناصر پیچیده می رویم.
اشکال می توانند هر چیزی باشند از هلال ماه گرفته تا چهره ای خندان.
هر نوع شکل تاثیر عاطفی خودش را روی عکس دارد و نمی توان در این مورد کلی گویی کرد.
یک دایره ممکن است آرامش بخش، یک قلب یادآوری کننده، یک مثلث پویایی و غیره باشند اما تنها نکته ای که باید گفته شود این است که هر شکل قدرت جلب توجه را دارد.
گاهی اشکال خودشان شی هستند.

اگر در حال عکاسی از خورشید هستید، یک شکل مدور خواهید داشت.
گاهی اشکال مفهومی هستند مانند ابر قوسی شکل بر بالای دره ای قوس دار که در نهایت ترکیب دایره را در عکس ایجاد می کند.
هر دو نوع شکل مهم هستند.
اولین آنها توجه را جلب میکند و دومی به عکس ساختار می دهد.
در عکاسی به شکل های موجود در عکس به صورت واضح و ضمنی دقت داشته باشید.
بخاطر داشته باشید که آنها در جلب نگاه بسیار مهمند، به ویژه اشکال ساده و اشکال انسان و حیوان.
بر این اساس عکس هایتان را ترکیب کنید.

ترکیب بندی در عکاسی

4. بافت

بافت یک شی نقش مهمی در تاثیر عاطفی و توجهی که جذب می کند، دارد.
وقتی که از سنگریزه های هم شکل و مه روی سطح دریا عکس می گیرید،
چه احساسی دارد؟ وقتی از کوه های بلند و ناهموار با تضاد نور بالا عکس می گیرید، چطور؟
گاهی خود بافت ها ممکن است سوژه عکس تان باشند مانند شکلی در ماسه ها یا امواج آب.
معمولا بافت ها ، عناصر مجزایی از یک عکس بزرگتر هستند و به آن بعد می دهند یا اینکه فضای میان سوژه ها را پر می کنند.
مناطقی که بافت شان بیشتر است توجه بیشتری را جلب می کنند.
گاهی بافت زیاد در نواحی نه چندان مهم عکس می تواند مختل کننده نگاه باشد و عکس را خیلی پیچیده نشان دهد.
در سایر موارد بافت برای شکل دادن بعد در عکس و پر کردن مناظر مختلف ضرروی است.

ترکیب بندی در عکاسی

5. رنگ

به غیر از عکاسی سیاه و سفید، رنگ تفاوت زیادی در ترکیب یک عکس می سازد.
هر رنگ احساسات خاص خود را به عکس می بخشد، موضوعی که بسیار بیشتر از پر کردن فضاهای کوچک است.
مهمترین تمایزی که شما باید از آن اطلاع داشته باشید، تقابل رنگ های گرم و سرد است.
رنگ های گرم قرمز، نارنجی و زرد هستند.
آنها فعالند و حرکت و هیجان بیشتری را ایجاد می کنند.
البته منظورم این نیست که همیشه باید در جلوی نمای عکس قرار بگیرند، اگر رنگ قرمز را در تقابل پس زمینه آبی قرار دهید،
بیننده رنگ قرمز را نزدیک تر به خود می بیند و در عین حال سایه ای که پشتش افتاده را نیز درنظر می گیرد.
رنگ های سرد سبز، آبی و بنفش هستند.

آنها رنگ های آرام تری هستند.
آبی و سبز بیشترین رنگ هایی است که در طبیعت می بینیم، آسمان آبی یا زمین سبز پیام آرامش و قوت قلب را به همراه دارند.
اما رنگ های سرد در محیط های کم نور نیز دیده می شوند حتی سایه های یک روز آفتابی، بنابراین با خود نوعی حس تاریکی را به همراه دارند،
برای مثال در عکس های طوفان می توان قدرت زیادی را از رنگ های سرد استنباط کرد.
وقتی عکس می گیرید به رنگ های درون قاب دقت کنید و سعی کنید از قدرت آنها به نفع خود استفاده نمایید.
معمولا هماهنگ کردن رنگ گرم با رنگ سرد احساس تضاد خوبی را به دنبال دارد.
همچنین عکس های دارای یک یا دو رنگ اصلی پیام هماهنگی را منتقل می نمایند،
پیامی که اگر با دقت همراه باشد به خوبی منتقل خواهد شد.

ترکیب بندی در عکاسی

6. طنین

عنصر مهم دیگر در ترکیب طنین است که هم برای اشیا و هم عکس به عنوان یک کل طرح می شود.
با وجود اینکه طنین را معمولا در رابطه با رنگ و شدت آن می دانند، می توان آنرا با روشنایی و تیرگی عکس نیز در ارتباط دانست.
کلمات دیگری نیز برای توصیف این رابطه به غیر جلوه وجود دارد اما من طنین را انتخاب کردم زیرا با موسیقی در ارتباط است.
عکس هایی که از طنین خوبی برخوردار هستند چشم را مجذوب جریان عکس می کنند،
مانند کاری که صوت های موسیقی با شنونده می کند او را با بالا و پایین نوا همراه می سازد.

قسمت های روشن تر یک عکس نگاه را جذب می کند.
همچنین تضاد بالای رنگ و نور نیز می تواند برای بیننده جذاب باشد.
در سطح وسیع تر جلوه عکس می تواند احساسات کلی آنرا نیز تغییر دهد.
عکس هایی که تاریک تر هستند نوعی حس رمزآلود و ناب را منتقل می کنند.
عکس های روشن تر خوشبینانه هستند.

در نرم افزارهای پردازش عکس می توانید این تاثیرات را با توجه به هدفتان تغییر دهید.
شخصا همیشه گوشه عکس را تیره می کنم تا توجه به مرکز آن جلب شود.
همچنین عناصر مجزای عکس را که می خواهم بر رویشان تاکید بیشتری داشته باشد تیره تر یا روشن تر می کنم.
اگر در عکس عامل مختل کننده ای وجود دارد یکی از ساده ترین روش ها این است که کمی آنرا تیره کنید یا تضاد رنگش را پایین آورید.
بنابراین به طنین عکس تان هم در محل عکاسی و هم مرحله پس از عکسبرداری دقت داشته باشید.
این عوامل جریان نگاه بیننده در عکس را کنترل می کنند.

روابط

عناصر دیگر ترکیب در دسته روابط قرار دارند.
در عوض استفاده از عوامل مجزا در عکس، چهار عنصر زیر توضیح می دهند که چطور قسمت های مختلف یک عکس با یکدیگر مرتبط می شوند.

ترکیب بندی در عکاسی

7. فاصله

ساده ترین رابطه ای که میان عناصر یک ترکیب وجود دارد، فاصله میان آنهاست.
فاصله به دلایل مختلفی اهمیت دارد.
اول از همه اگر بعضی سوژه ها به یکدیگر بسیار نزدیک باشند یا اینکه یک سوژه از دیگری عبور کند، نتیجه اختلال آمیز خواهد بود.
معمولا سعی می کنم حرکت داشته باشم تا تمام قسمت های مهم عکس را در فضای مناسب خود تحت پوشش قرار دهم.
علاوه بر این فاصله برای مفهوم اشکال و ساختار نیز بکار می رود.
متداول ترین ساختارهای ترکیبی یک خط (اتصال دهنده دو منطقه توجه) و یک مثلث (سه منطقه) است.
اما از آنجا که می توانید سوژه های بیشتری را به عکس اضافه کنید و فواصل میان آنها را نیز درگیر کنید، ترکیب هایی با ساختارهای پیچیده تر خواهید داشت.

ترکیب عکس زیر پنج ضلعی است و نتیجه خورشید و نقاط مختلف روی کوه است که با فاصله مناسب از یکدیگر نمایان شده اند.
همچنین فاصله میان سوژه و لبه قابتان را درنظر داشته باشید.
خیلی وقت ها عکس های خوبی را می بینم که به دلیل یک نکته خیلی جزئی مانند قله کوه که به بالای عکس رسیده، آسیب دیده اند و توجه را از مابقی ترکیب دور کرده اند.
مراقب لبه های عکس تان در حین عکاسی باشید، آنها مهمترین قسمت ها هستند.
خبر خوب اینکه همیشه میان اشیای موجود در ترکیب کنترل کافی بر روی فواصل وجود دارد.
حرکت کنید و به سوژه خود را نزدیکتر و دورتر کنید.
سعی کنید پیام عاطفی موجود در ذهن تان را بگیرید تا در نهایت به نتایج خوبی برسید.

آموزش ترکیب بندی در عکاسی

8. توازن

عنصر بعدی در ترکیب توازن است که ارتباط زیادی با مفهوم حجم بصری دارد.
حجم بصری پیچیده نیست: مقدار توجهی است که هر عامل در عکس به خود جلب می کند.
هر بخش از عکس دارای ارزش بصری خاص خود است.
کدام عناصر بیشترین توجه را به خود جلب می کنند؟ بیشتر از همه صورت و چشم ها.
در این بین قسمت های روشن، نواحی درخشان، قسمت هایی که تضاد رنگ ها بالاست،
رنگ های روشن، عوامل غیرمعمولی و بافت های جذاب نیز می توانند نگاه را به خود جلب کنند.
توازن به معنی چیدمان وزن بصری در یک عکس است.

عکسی که متوازن است مقدار وزن بصری اش میان نیمه چپ و راستش یکی است،
عکس نامتوازن در یک سمت خود وزن بیشتری دارد.
گاهی عنصر روشن تر می توانند عنصر سنگین تر را متوازن کند و با دور شدن از مرکز یک عکس هماهنگی را ایجاد نماید.
برای کنترل توازن عکس تان، فرض کنید که وزن بصری هر عامل موجود در عکس روی ترازو قرار داده شده، به کدام سمت تمایل دارد؟
لازم به ذکر است که همیشه توازن میان سمت چپ و راست عکس هدف عکاس نیست.
گرچه عکس های متوازن ظاهر هماهنگ و طبیعی تری دارند، عدم توازن تحرک و هیجان بیشتری را در بعضی عکس ها ایجاد می کند.
بنابراین وقتی ترکیب تان را تنظیم می کنید بر روی توازن و عدم توازن بر اساس عواطفی که قصد انتقال آنرا دارید، تمرکز کنید.

ترکیب بندی در عکاسی

9. فضا (مثبت و منفی)

جزایر و آب، ابرها و آسمان، جوهر و کاغذ. فضای مثبت و منفی.
فضای مثبت بخشی از عکس است که توجه را به خود جلب می کند.
فضایی که وزن بصری بالایی دارد معمولا فضای مثبت است.
در مورد نواحی دارای بافت زیاد نیز همین موضوع صادق است.
فضای منفی پرکننده نواحی میان فضای مثبت است.
الزاما در پس زمینه مانند رنگ های سرد مات نمی شود اما بخشی نیست که بیشترین توجه را به خود جلب کند.

عکس های دارای فضای مثبت زیاد، شلوغ به نظر می آیند و بالعکس عکس های دارای فضای منفی خالی احساس می شوند.
هیچکدام از اینها نمی تواند حس خوبی باشد اما عکس بسیار قدرتمندی خواهد بود.
ما عکس هایی از منظره شهر با حس کار و مشغله گرفتم زیرا فضای مثبت بالایی دارد.
همچنین عکس آن یعنی عکس هایی از یک منظره آرامش بخش گرفتم تا حس انزوا و تنهایی را منعکس کند.
فضای مثبت و منفی بستگی به عناصر دیگر ترکیب مانند وزن بصری و فاصله دارد.
اما حتی عکس با یک سوژه مانند یک چهره می تواند فضای مثبت و منفی متفاوتی با توجه به ترکیب خود داشته باشد.
اندازه سوژه را در قاب کوچک و بزرگ کنید تا احساسات ناشی از عکس تغییر کنند.

ترکیب بندی در عکاسی چیست

10. الگوها

در عکاسی الگوها در همه جا دیده می شوند.
الگو مانند بافت نیست که دائما در عکس تکرار شود بلکه در تمامی عناصر دیده می شود.
حتی انعکاس کوه در اب یک استخر نوعی الگو ست که نباید آنرا نادیده گرفت زیرا عکس را به هم مرتبط می سازد.
این کاری است که الگوها انجام می دهند.
آنها عکس ها را به هم پیوند می زنند.
به عکس ها دلیل بودن می دهند.

الگوها در صحنه های انسانی مشخص تر هستند مانند عکاسی نما و ساختمان.
اما حتی مناظر طبیعی و موجودات زنده نیز الگو دارند مانند پرهای پرنده یا امواج دریا.
تمام عکس هایی که می گیرید الگوی مشخصی ندارند و اشکالی هم ندارد.
اما وقتی شاهد نوعی تکرار و نظم درونی در جهان هستید، بدان دقت کنید.
همین نظم می تواند سوژه بسیار عالی برای عکسبرداری باشد.

نتیجه گیری

اکثریت تکنیک های ترکیب سازی از ساده گرفته تا پیچیده با عناصری که در بالا توضیح داده شد، آغاز می شوند.
با وجود اینکه بیشتر از ده عنصر در ترکیب وجود دارد، این موارد مهمترین آنها بودند.
آنها همچنین ساده ترین عناصر قابل اجرا در عکاسی هستند
بنابراین همانطور که عکس می گیرید به آنها نیز دقت کنید.

10 عنصر اصلی ترکیب بندی در عکاسی

گاهی بد نیست که از بحث های کلی در مورد خلاقیت دست برداریم و به عناصر اصلی ترکیب یک عکس بپردازیم.
با وجود اینکه در هنر به عنوان یک کل عناصر بی شماری وجود دارند، این مقاله به ده عنصر مهم که مخصوص عکاسی هستند
و بخش های اصلی عکس شما را تشکیل می دهند، خواهیم پرداخت.
آنها را به دو دسته اصلی اشیا و روابط میان آنها تقسیم کردیم.
این موارد چیزی به غیر از بلوک های سازنده خلاقیت نیستند.

اشیا

شش عنصر ترکیب در واقع انواع مختلفی از اشیا هستند
که ممکن است در یک عکس ببینیم، آنها می توانند ساده یا پیچیده باشند.
این عناصر به هیچ چیز دیگری در عکس یا مرزهای خود ترکیب وابسته نیستند.
هر شی در عکس تا حدودی ویژگی هایش را نمایش می دهد و گاهی آنها را پنهان می کند.

1. نقاط

ساده ترین عنصر یک ترکیب نقطه است.
نقاط کمی فریبنده هستند و از نظر محاسباتی ابعادشان صفر است.
در عکاسی سخت گیری ما کمتر است.
نقطه به عنوان کوچکترین ناحیه موردتوجه در عکس یا تقاطع میان نواحی موردنظر شناخته می شود.
ستاره های موجود در عکس نقاط هستند و به همین دلیل نور خارج از فوکس در پس زمینه تلقی می شود.
در مورد نقطه ای که در آن دو کوه به یکدیگر می رسند نیز همین نقطه دیده می شود.

نقاط در عکس مهم هستند زیرا یکی از اصولی ترین روش ها برای جلب توجه و افزودن دقت به یک منطقه خاص تلقی می شوند.
در عکس زیر چه عناصری توجه شما را جلب می کند؟ پاسخ کاملا مشخص است:
قله تپه شنی- نقطه. این نقطه باعث می شود که توجه ما جلب شود و خطوط شیب را دنبال کنیم تا به همان نقطه برسیم.
اگر باور داشته باشید که نقاط می توانند توجه بیننده و نگاهش را جلب کنند، متوجه اهمیت آنها در عکاسی خواهید شد.

2. خطوط

در مقایسه با نقاط که توجه بیننده را جلب می کنند، خطوط مانند مسیری هستند که بیننده دنبال می کند.
یا مانند یک مرز میان زمین و آسمان عمل می کنند.
خطوط در عکاسی مشابه تعریف خط در هندسه نیستند.
در عکاسی هر چیزی که دو بخش از عکس را به هم متصل کند یا در میان ترکیب ترسیم شده باشد، یک خط است.
این خط می تواند جاده ای پرپیچ و خم یا تیغه کوه باشد.
حتی لبه های روشن و تاریک ابر معمولا خط تلقی می شوند.
خطوط هم عامل مهمی میان ارتباط دو عناصر مختلف در عکس هستند.
آنها می توانند ساختار یک عکس را تشکیل دهند.

مسیری که از پیش زمینه به پس زمینه می رسد باعث می شود که عکس منسجم دیده شود.
گاهی خطوط در عکس خیالی اند اما بازهم وجود دارند.
چهره کودکی را تصور کنید که به ماشین اسباب بازی اش نگاه می کند.
فضای میان کودک و ماشین خالی است اما بیننده می داند که در هر صورت اهمیت دارد.
یک خط میان دو عنصر عکس وجود دارد که آنرا تاثیرگذارتر می کند.
خطوط اهمیتی معادل نقاط ندارند.
اما نقاط را به هم وصل کرده، یا تقسیم می کنند یا اینکه چشم بیننده را به سمت موردنظرتان هدایت می کنند.
همین امر باعث شده که آنها مهمترین عناصر ترکیب، لحاظ شوند.

3. اشکال

پس از عناصر ساده به سراغ عناصر پیچیده می رویم.
اشکال می توانند هر چیزی باشند از هلال ماه گرفته تا چهره ای خندان.
هر نوع شکل تاثیر عاطفی خودش را روی عکس دارد و نمی توان در این مورد کلی گویی کرد.
یک دایره ممکن است آرامش بخش، یک قلب یادآوری کننده، یک مثلث پویایی و غیره
باشند اما تنها نکته ای که باید گفته شود این است که هر شکل قدرت جلب توجه را دارد.
گاهی اشکال خودشان شی هستند.

اگر در حال عکاسی از خورشید هستید، یک شکل مدور خواهید داشت.
گاهی اشکال مفهومی هستند مانند ابر قوسی شکل بر بالای
دره ای قوس دار که در نهایت ترکیب دایره را در عکس ایجاد می کند.
هر دو نوع شکل مهم هستند.
اولین آنها توجه را جلب میکند و دومی به عکس ساختار می دهد.
در عکاسی به شکل های موجود در عکس به صورت واضح و ضمنی دقت داشته باشید.
بخاطر داشته باشید که آنها در جلب نگاه بسیار مهمند، به ویژه اشکال ساده و اشکال انسان و حیوان.
بر این اساس عکس هایتان را ترکیب کنید.

4. بافت

بافت یک شی نقش مهمی در تاثیر عاطفی و توجهی که جذب می کند، دارد.
وقتی که از سنگریزه های هم شکل و مه روی سطح دریا عکس می گیرید،
چه احساسی دارد؟ وقتی از کوه های بلند و ناهموار با تضاد نور بالا عکس می گیرید، چطور؟
گاهی خود بافت ها ممکن است سوژه عکس تان باشند مانند شکلی در ماسه ها یا امواج آب.
معمولا بافت ها ، عناصر مجزایی از یک عکس بزرگتر هستند و به آن بعد می دهند یا اینکه فضای میان سوژه ها را پر می کنند.
مناطقی که بافت شان بیشتر است توجه بیشتری را جلب می کنند.
گاهی بافت زیاد در نواحی نه چندان مهم عکس می تواند مختل کننده نگاه باشد و عکس را خیلی پیچیده نشان دهد.
در سایر موارد بافت برای شکل دادن بعد در عکس و پر کردن مناظر مختلف ضرروی است.

5. رنگ

به غیر از عکاسی سیاه و سفید، رنگ تفاوت زیادی در ترکیب یک عکس می سازد.
هر رنگ احساسات خاص خود را به عکس می بخشد، موضوعی که بسیار بیشتر از پر کردن فضاهای کوچک است.
مهمترین تمایزی که شما باید از آن اطلاع داشته باشید، تقابل رنگ های گرم و سرد است.
رنگ های گرم قرمز، نارنجی و زرد هستند.
آنها فعالند و حرکت و هیجان بیشتری را ایجاد می کنند.
البته منظورم این نیست که همیشه باید در جلوی نمای عکس قرار بگیرند، اگر رنگ قرمز
را در تقابل پس زمینه آبی قرار دهید، بیننده رنگ قرمز را نزدیک تر به خود می بیند
و در عین حال سایه ای که پشتش افتاده را نیز درنظر می گیرد.
رنگ های سرد سبز، آبی و بنفش هستند.

آنها رنگ های آرام تری هستند.
آبی و سبز بیشترین رنگ هایی است که در طبیعت می بینیم، آسمان آبی یا زمین سبز پیام آرامش و قوت قلب را به همراه دارند.
اما رنگ های سرد در محیط های کم نور نیز دیده می شوند حتی سایه های یک روز
آفتابی، بنابراین با خود نوعی حس تاریکی را به همراه دارند، برای مثال در عکس های
طوفان می توان قدرت زیادی را از رنگ های سرد استنباط کرد.
وقتی عکس می گیرید به رنگ های درون قاب دقت کنید و سعی کنید از قدرت آنها به نفع خود استفاده نمایید.
معمولا هماهنگ کردن رنگ گرم با رنگ سرد احساس تضاد خوبی را به دنبال دارد.
همچنین عکس های دارای یک یا دو رنگ اصلی پیام هماهنگی را منتقل می نمایند،
پیامی که اگر با دقت همراه باشد به خوبی منتقل خواهد شد.

6. طنین

عنصر مهم دیگر در ترکیب طنین است که هم برای اشیا و هم عکس به عنوان یک کل طرح می شود.
با وجود اینکه طنین را معمولا در رابطه با رنگ و شدت آن می دانند، می توان آنرا
با روشنایی و تیرگی عکس نیز در ارتباط دانست.
کلمات دیگری نیز برای توصیف این رابطه به غیر جلوه وجود دارد اما من طنین را انتخاب کردم زیرا با موسیقی در ارتباط است.
عکس هایی که از طنین خوبی برخوردار هستند چشم را مجذوب جریان عکس می کنند،
مانند کاری که صوت های موسیقی با شنونده می کند او را با بالا و پایین نوا همراه می سازد.

قسمت های روشن تر یک عکس نگاه را جذب می کند.
همچنین تضاد بالای رنگ و نور نیز می تواند برای بیننده جذاب باشد.
در سطح وسیع تر جلوه عکس می تواند احساسات کلی آنرا نیز تغییر دهد.
عکس هایی که تاریک تر هستند نوعی حس رمزآلود و ناب را منتقل می کنند.
عکس های روشن تر خوشبینانه هستند.

در نرم افزارهای پردازش عکس می توانید این تاثیرات را با توجه به هدفتان تغییر دهید.
شخصا همیشه گوشه عکس را تیره می کنم تا توجه به مرکز آن جلب شود.
همچنین عناصر مجزای عکس را که می خواهم بر رویشان تاکید بیشتری داشته باشد تیره تر یا روشن تر می کنم.
اگر در عکس عامل مختل کننده ای وجود دارد یکی از ساده ترین روش ها این است که کمی آنرا تیره کنید یا تضاد رنگش را پایین آورید.
بنابراین به طنین عکس تان هم در محل عکاسی و هم مرحله پس از عکسبرداری دقت داشته باشید.
این عوامل جریان نگاه بیننده در عکس را کنترل می کنند.

روابط

عناصر دیگر ترکیب در دسته روابط قرار دارند.
در عوض استفاده از عوامل مجزا در عکس، چهار عنصر زیر توضیح می دهند که چطور
قسمت های مختلف یک عکس با یکدیگر مرتبط می شوند.

7. فاصله

ساده ترین رابطه ای که میان عناصر یک ترکیب وجود دارد، فاصله میان آنهاست.
فاصله به دلایل مختلفی اهمیت دارد.
اول از همه اگر بعضی سوژه ها به یکدیگر بسیار نزدیک باشند
یا اینکه یک سوژه از دیگری عبور کند، نتیجه اختلال آمیز خواهد بود.
معمولا سعی می کنم حرکت داشته باشم تا تمام قسمت های
مهم عکس را در فضای مناسب خود تحت پوشش قرار دهم.
علاوه بر این فاصله برای مفهوم اشکال و ساختار نیز بکار می رود.
متداول ترین ساختارهای ترکیبی یک خط (اتصال دهنده دو منطقه توجه) و یک مثلث (سه منطقه) است.
اما از آنجا که می توانید سوژه های بیشتری را به عکس اضافه کنید و فواصل میان آنها را
نیز درگیر کنید، ترکیب هایی با ساختارهای پیچیده تر خواهید داشت.

ترکیب عکس زیر پنج ضلعی است و نتیجه خورشید و نقاط مختلف
روی کوه است که با فاصله مناسب از یکدیگر نمایان شده اند.
همچنین فاصله میان سوژه و لبه قابتان را درنظر داشته باشید.
خیلی وقت ها عکس های خوبی را می بینم که به دلیل یک نکته خیلی جزئی مانند
قله کوه که به بالای عکس رسیده، آسیب دیده اند و توجه را از مابقی ترکیب دور کرده اند.
مراقب لبه های عکس تان در حین عکاسی باشید، آنها مهمترین قسمت ها هستند.
خبر خوب اینکه همیشه میان اشیای موجود در ترکیب کنترل کافی بر روی فواصل وجود دارد.
حرکت کنید و به سوژه خود را نزدیکتر و دورتر کنید.
سعی کنید پیام عاطفی موجود در ذهن تان را بگیرید تا در نهایت به نتایج خوبی برسید.

8. توازن

عنصر بعدی در ترکیب توازن است که ارتباط زیادی با مفهوم حجم بصری دارد.
حجم بصری پیچیده نیست: مقدار توجهی است که هر عامل در عکس به خود جلب می کند.
هر بخش از عکس دارای ارزش بصری خاص خود است.
کدام عناصر بیشترین توجه را به خود جلب می کنند؟ بیشتر از همه صورت و چشم ها.
در این بین قسمت های روشن، نواحی درخشان، قسمت هایی که تضاد رنگ ها بالاست،
رنگ های روشن، عوامل غیرمعمولی و بافت های جذاب نیز می توانند نگاه را به خود جلب کنند.
توازن به معنی چیدمان وزن بصری در یک عکس است.

عکسی که متوازن است مقدار وزن بصری اش میان نیمه چپ و راستش یکی است،
عکس نامتوازن در یک سمت خود وزن بیشتری دارد.
گاهی عنصر روشن تر می توانند عنصر سنگین تر را متوازن کند
و با دور شدن از مرکز یک عکس هماهنگی را ایجاد نماید.
برای کنترل توازن عکس تان، فرض کنید که وزن بصری هر عامل موجود
در عکس روی ترازو قرار داده شده، به کدام سمت تمایل دارد؟
لازم به ذکر است که همیشه توازن میان سمت چپ و راست عکس هدف عکاس نیست.
گرچه عکس های متوازن ظاهر هماهنگ و طبیعی تری دارند، عدم توازن تحرک
و هیجان بیشتری را در بعضی عکس ها ایجاد می کند.
بنابراین وقتی ترکیب تان را تنظیم می کنید بر روی توازن و عدم توازن بر اساس عواطفی که قصد انتقال آنرا دارید، تمرکز کنید.

9. فضا (مثبت و منفی)

جزایر و آب، ابرها و آسمان، جوهر و کاغذ. فضای مثبت و منفی.
فضای مثبت بخشی از عکس است که توجه را به خود جلب می کند.
فضایی که وزن بصری بالایی دارد معمولا فضای مثبت است.
در مورد نواحی دارای بافت زیاد نیز همین موضوع صادق است.
فضای منفی پرکننده نواحی میان فضای مثبت است.
الزاما در پس زمینه مانند رنگ های سرد مات نمی شود
اما بخشی نیست که بیشترین توجه را به خود جلب کند.

عکس های دارای فضای مثبت زیاد، شلوغ به نظر می آیند
و بالعکس عکس های دارای فضای منفی خالی احساس می شوند.
هیچکدام از اینها نمی تواند حس خوبی باشد اما عکس بسیار قدرتمندی خواهد بود.
ما عکس هایی از منظره شهر با حس کار و مشغله گرفتم زیرا فضای مثبت بالایی دارد.
همچنین عکس آن یعنی عکس هایی از یک منظره آرامش بخش گرفتم تا حس انزوا و تنهایی را منعکس کند.
فضای مثبت و منفی بستگی به عناصر دیگر ترکیب مانند وزن بصری و فاصله دارد.
اما حتی عکس با یک سوژه مانند یک چهره می تواند فضای مثبت و منفی متفاوتی با توجه به ترکیب خود داشته باشد.
اندازه سوژه را در قاب کوچک و بزرگ کنید تا احساسات ناشی از عکس تغییر کنند.

10. الگوها

در عکاسی الگوها در همه جا دیده می شوند.
الگو مانند بافت نیست که دائما در عکس تکرار شود
بلکه در تمامی عناصر دیده می شود.
حتی انعکاس کوه در اب یک استخر نوعی الگو ست
که نباید آنرا نادیده گرفت زیرا عکس را به هم مرتبط می سازد.
این کاری است که الگوها انجام می دهند.
آنها عکس ها را به هم پیوند می زنند.
به عکس ها دلیل بودن می دهند.

الگوها در صحنه های انسانی مشخص تر هستند مانند عکاسی نما و ساختمان.
اما حتی مناظر طبیعی و موجودات زنده نیز الگو دارند مانند پرهای پرنده یا امواج دریا.
تمام عکس هایی که می گیرید الگوی مشخصی ندارند و اشکالی هم ندارد.
اما وقتی شاهد نوعی تکرار و نظم درونی در جهان هستید، بدان دقت کنید.
همین نظم می تواند سوژه بسیار عالی برای عکسبرداری باشد.

نتیجه گیری

اکثریت تکنیک های ترکیب سازی از ساده گرفته تا پیچیده با
عناصری که در بالا توضیح داده شد، آغاز می شوند.
با وجود اینکه بیشتر از ده عنصر در ترکیب وجود دارد، این موارد مهمترین آنها بودند.
آنها همچنین ساده ترین عناصر قابل اجرا در عکاسی هستند
بنابراین همانطور که عکس می گیرید به آنها نیز دقت کنید.

جهت ثبت نام و اطلاع از شرایط کلاس های آموزشی عکاسی

مطالعه بیشتر

چگونگی اطلاع از ایزو دوربین دیجیتال 
آموزش عکاسی از غروب آفتاب 
عکاسی خیابانی و انواع لنز برای آن : لنز واید
عکاسی دیجیتال و آشنایی با آن
3 شیوه ترکیب بندی در عکاسی عروسی
عکاسی در شب
چهار روش برای استفاده ی آسان تر از حالت دستی دوربین
راهنمای مبتدیان برای تمیز کردن حسگر دوربین
دوربین های آنالوگ و انواع  فیلم آنها
آموزش عکاسی از رد ستارگان
نکات ضروری در عکاسی برای مبتدیان
هنر عکاسی از گل ها
عکاسی ماکرو از حشرات
شاتر پرده جلو الکترونیکی
لنز زوم و کاربردهای آن
روایت داستان با عکس
نکات عکاسی که آرزو می کنید کاش در آغاز فعالیت عکاسی از آنها مطلع بودید
تنظیمات دوربین برای عکاسی پرتره
ضرورت سه پایه در عکاسی
درک کنتراست در عکاسی
روش عکاسی از کهکشان راه شیری
بهترین لوازم ضروری برای عکاس ها
عکاسی با نور کم
اهمیت خلاقیت در عکاسی
عکاسی و هنرهای جدید
نحوه ی عکاسی سیاه و سفید
9 ایده ی عکاسی از آب برای نمایش پاشیدن قطرات آب
نویز در عکاسی به چه معناست
خطوط راهنما در عکاسی
نکاتی برای عکاسی از پرندگان