تاریخچه فتومونتاژ ، فتومونتاژ چیست ؟ و کاربردهای آن

تاریخچه و معنای فتومونتاژ

تاریخچه و معنای فتومونتاژ

یکی از مهمترین جنبه ها در عکاسی، تصویر فیزیکی آن است.
گرچه در عصر دیجیتال امروزی، به نظر می رسد که فرایند چاپ، فقط برای هنرهای زیبا
ارزشمند است، اما عکاسان از زمان قرن نوزدهم، به روش-های خلاقانه ای با فیزیک محیط ارتباط برقرار می کرده اند.
یکی از این روش ها، فتومونتاژ است، انقلابی که به هنرمندان فرصتی داد تا برای دقیق نشان دادن واقعیت، پا را فراتر از جستجوی محیط بگذارند.

این تکنیک، دنیاهای جدید و یا حداقل، مجددا تفسیر شده را روی یک صفحه عکاسی ارائه داد.
در این آثار هنری، عکس های زیادی در یک عکس ترکیب شدند تا دیدگاه ها و ایده های تازه ای را پرورش دهند.
امروز می توانیم در مورد هنر فتومونتاژ در نسخه چاپی و دیجیتال، امکانات متعدد فنی
آن در هر دوی این حوزه ها و نیز مسائل اخلاقی که در هنر معاصر با آنها مواجه است،
صحبت کنیم، اما ابتدا می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم: فتومونتاژ دقیقا چیست؟

Oscar Gustave Rejlander – دو شیوه زندگی، 1857، اولین نمونه از فتومونتاژ در دوران ویکتوریا

تعریف فتومونتاژ

طبق تعریف، فتومونتاژ عبارتست از ترکیبی از چندین عکس که برای تشکیل یک اثر هنری یا برای نشان دادن جزئیات بیشتری از یک موضوع، نسبت به آنچه در تک اثر هنری نشان داده می شود، به هم پیوسته-اند.
به وسیله ی برش دادن، چسباندن، مرتب کردن و روی هم قرار دادن دو یا چند عکس با هم، تصاویر فتومونتاژ تشکیل می شوند،
که بعضی اوقات در ترکیب با سایر مواد
غیر عکسی مانند متن یا سایر شکل-های انتزاعی، شکل پیدا می کنند.

فرایند ساخت یک عکس کلاژ، برمی گردد به اولین اقدامات چاپ در اتاق تاریک؛
در آن زمان، عکاسان با چاپ تماس مستقیم سوژه ها که روی صفحات عکاسی قرار می گرفتند، یا تکنیک هایی مانند روی هم افتادن دو عکس و ماسک گذاری، کار می کردند.
البته، در هنر “نصب عکس ها با هم”، اصلا نیازی به خلق تصاویر جدید نیست –
در این هنر می توان از عکس های چاپی موجود نیز استفاده کرد، این بستگی به اهداف و ایده های هنرمند دارد.
در نهایت، با ظهور کامپیوترها، دیگری الزامی برای داشتن تصاویر فیزیکی نیست.
در نمونه های امروزی هنر فتومونتاژ، هم می توان دید که این تصاوایر در نرم افزارهای ویرایش عکس، قرار می گیرند و اغلب به فرم چاپی درنمی آیند.

تاریخچه فتومونتاژ جهان

Henry Peach Robinson – محو شدن، 1858

عکس کلاژ در طول تاریخ

شاید معروف ترین فتومونتاژ، مربوط به اواسط دوره ی ویکتوریا باشد.
این اثر که بعدها “چاپ ترکیبی” نام گرفت، توسط Oscar Rejlander خلق شد؛
او عکاس پیشگامی بود که یکی از متخصصان این زمینه محسوب می شد.
عکس کلاژ او در سال 1857 با نام “دو شیوه زندگی”، توسط هنرمند دیگری به نام Henry Peach Robinson در سال 1858 با نام “محو شدن” دنبال شد.

در اواخر قرن، بسیاری از آثار هنری دیگر نیز وارد این عرصه شدند؛ به خصوص در قالب کارت پستال های خنده داری که در آنها اغلب سر اشتباه روی یک بدن متفاوت قرار گرفته بود،
و یا ایجاد موجودات عجیب و غریبی خلق شده بودند.

با آغاز جنگ جهانی اول، این روش اولین نیروی خود محرک را کسب کرد،
و عکاسان
در سراسر اروپا، کارت پستال هایی درست می کردند و در آنها، سربازانی را نشان می دادند که عازم جنگ بودند و عزیزانشان با آنها خداحافظی می کردند.
گروه دادایی در برلین، این هنر را به عنوان وسیله ای برای اعتراض به جنگ و دیگر مسائل سیاسی در آن دوره بکار برد و آن را به شکل هنر مدرن تبدیل کرد.

تاریخچه فتومونتاژ

جزئیات از اثر Hannah Höch بنام “برش با چاقوی آشپزخانه” در آخرین دوره شکم گنده های Weimar در آلمان، 1919-1920

فتومونتاژ دادائی های برلین

دادائیان مستقر در برلین، در یک تلاش دسته جمعی، از عکس های واقعی یا تولیدات عکاسی استفاده کردند تا بر تخریب و وحشت جنگ تأکید کنند.
دادائیان با استفاده از قیچی و چسب به جای قلم موهای سنتی و با مکانیک نامیدن خودشان، توده ای از تصاویر رسانه ها را برداشتند و نقد تند و تهاجمی نسبت به وقایع جهان درست کردند.

وجود طیف گسترده ای از سبک ها و شیوه های کاری، به آنها کمک کرد تا تصاویر آگاه کننده ای از واقعیت خلق کنند،
و در همان زمان، اینها عقاید و قوانین تحمیلی هنرسازی سنتی را مورد حمله قرار دادند.

از آثار هنری این دوره می توان به اثر Hannah Höch در سال 1919 تا 1920 به نام “برش با چاقوی آشپزخانه” در آخرین دوره شکم گنده های Weimar در آلمان، اشاره کرد،
که گلچینی از تصاویر چهره های برجسته مانند آلبرت انیشتین و هنرمند آلمانی Käthe Kollwitzo بود، و شرح تازه ای در مورد زندگی و هنر مدرن ارائه می دهد.
آثار هنری جان هارتفیلد، که یک فعال ضد نازی بود، و همچنین آثار هنری کورت شویترس، رائول هاسمن و یوهانس بادر، در ایجاد یک زبان بصری نقش داشتند و الهام بخش جنبش مهم دیگری در قرن بیستم بودند.

تاریخچه فتومونتاژ

سمت چپ: جان هارتفیلد – آدولف سوپرمن، 1932 / سمت راست: پیتر کنارد – مصون از مرگ، 1982

پس از جنگ جهانی دوم

پس از جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، از محبوبیت این نوع هنر، کاسته شد،
چون عموم مردم از این نوع تصاویر خسته شده بودند و به عجایب هیجان انگیز تلویزیون روی آوردند.
با این وجود، احیای بزرگ بعدی فتومونتاژ، در دهه 1980 و سیاست های جنبش ضد هسته ای در اروپا شکل گرفت.

در آن زمان، بخش عمده ای از مونتاژها، برای بنرهایی طراحی شده بود که مردم در طی تظاهرات، در دست داشتند،
و هدف آن، مشارکت در ارتباطات به شیوه ای بسیار گرافیکی
و تهاجمی بود – این موضوع در آثار Peter Kennard هم دیده می شود،
کسی که
از فقدان آگاهی در نقاشی ها ناراضی بود، و کسی بود که ویرایش-هایش، “حقیقت ناشناخته” در پس نابرابری اقتصادی، خشونت پلیس و مسابقه تسلیحات هسته ای را نشان می داد.
امروزه به لطف تکامل فن آوری های دیجیتال و توسعه نرم افزارها، به ویژه Adobe Photoshop، این آثار هنری شامل همه چیز، اعم از نوشتار و صدا، هستند.

تأثیر جهانی

سورئالیست ها، فتومونتاژ را به عنوان یک ابزار نسبتاً خلاقانه، به سرعت پذیرفتند.
آنها مجذب ایده ی “بازی با واقعیت به شیوه ای غریب” شده بودند.
در میان آنها، Salvador Dalí و Man Ray، افراد برجسته ای هستند که از بازتاب فعالیت های ذهن ناخودآگاه لذت می بردند.
تقریبا در همان زمان، ساختارگراهایی از کشور روسیه، مانند El Lissitzky ، Alexander Rodchenko و Gustav Klutsis، از عکس کلاژ به عنوان وسیله ای برای تبلیغات استفاده کردند که در دهه های بعد نیز ادامه یافت.
در جمهوری های محصور اسپانیا، زبان این نوع خلاقیت نیز از طریق آثار هنرمند گرافیک، Josep Renau، رونق گرفت، که پاسخی بود به جنگ داخلی.
در ژاپن، نقاش پیشتاز، Harue Koga، نیز نقاشی هایی به سبک فتومونتاژ بر پایه تصاویری که از مجلات جمع آوری شده بود، خلق کرد.

تاریخچه فتومونتاژ

تکنیک های فتومونتاژ 

در طی دهه گذشته، با ادغام کامپیوترها در فرآیند خلق هنری و ورود نرم افزارهای ویرایش تصویر دیجیتال، تکنیک های فتومونتاژ به طور قابل توجهی تکامل پیدا کرده اند.
اکنون کلاژها به صورت دیجیتالی و با استفاده از نرم افزارهای مختلفی مانند Adobe Photoshop، Paint Shop Pro، Corel Photopaint، Pixelmator، Paint.NET یا GIMP ایجاد می شوند.
این برنامه ها، فرایند را بسیار ساده تر کرده اند و این امکان را برای افراد فراهم کرده اند تا مرزهای تصویر دیجیتال را به جلو ببرند.
اما در قرن نوزدهم و بيستم، ساخت تصاویر فتومونتاژ، کاملا فيزيکي بود و تخیل زیاد و فرآيندها و تکنيک هاي بسيار پيچيده تري در آن دخیل بودند.

David Hockney، اثر “وصال” خود را با استفاده از تعداد زیادی از اسنپ های پلاروید یا عکس های فتولب از یک سوژه تشکیل داد تا آنها را به صورت یک چهل تکه درآورد و یک تصویر مرکب بسازد.

بررسی تاریخچه فتومونتاژ

چاپ ترکیبی

روش چاپ ترکیبی هنری پیچ رابینسون، تکنیکی بود که راه را هموار کرد.
در این روش، از نگاتیوهای دو یا چند تصویر عکسی برای تولید یک تک عکس استفاده می شود.
منشأ این روش پیچیده، میل به تبدیل عکاسی به هنر زیبا و تولید تصاویر آرمانی بود.
به دلیل حساسیت نگاتیوها به نور و تکنولوژی دوربین، این روش اولین بار توسط عکاس فرانسوی Hippolyte Bayard پیشنهاد شد تا یک تصویر متعادل را با نمایش مناسبی از هم سوژه و هم پس زمینه ارائه دهد.

عکاسانی همچون Peach Robinson، Oscar Rejlander و William Frederic Tace Price با ارائه ی خلاقیت های دیگر، از این روش برای تولید فتومونتاژهای اصلی استفاده کردند.
از آنجایی که یک عکس، حقیقت امر تلقی شد، چاپ ترکیبی، الهام بخش بسیاری از مباحثه ها در جامعه عکاسی آن دوره گردید، چون دنیای واقعی را بد جلوه می داد.
این شیوه ی دستکاری، «حقیقت» پیرامون محیط را کاملا ویران کرد و تصور مردم از تصویرسازی را کاملاً تغییر داد.

هنری پیچ رابینسون – وقتی کار روز به انجام می رسد، 1877

تاریخچه فتومونتاژ

تکنیک های دیگر

از آنجایی که تصویرسازی به عنوان یک رسانه نمو پیدا کرد، روش های جدید هم ظهور کردند.
افراد خلاقی مانند Romare Bearden از روش نمایش از جلو استفاده کردند.
او در طرح های نصب شده ی خود، از ترکیب کاغذ، رنگ و عکس ها استفاده کرد، که آنها را روی تخته هایی به اندازه 10 × 8.5 اینچ قرار داده بود.
تصاویر با استفاده از امولسیون دستی، نصب می شدند، و بعد از آنها عکس گرفته می شد و بزرگ می شدند.
وقتی این هنر به دست دادایی ها رسید، آنها قیچی و چسب را هم در این فرایند دخیل کردند.

آنها تصاویر واقعی را بصورت فیزیکی می بریدند و می چسباندند و آنها را در کلاژهای اصلی ترکیب می کردند.
با پیشرفت دوربین های آنالوگ، روی هم افتادن دو یا چند عکس، محبوبیت زیادی کسب کرد.
عکاسان، شاتر دوربین را چندین بار باز می کنند تا فیلم با تصاویر مختلف نمایش داده شود.
هر تصویر بعدی که روی اولین تصویر قرار می گیرد، تصاویری شبح مانند از افراد و اشیایی که به صحنه اصلی اضافه شده اند، ظاهر می گردد.

سمت چپ: روی هم افتادن دو عکس در سال 1924توسط El Lissitzky، از pinterest.com / سمت راست: Man Ray – Gjon Mili، theredlist.com

تاریخچه فتومونتاژ چیست

هنرمندان مشهور در زمینه فتومونتاژ

فتومونتاژ به عنوان یک شکل هنر، هنرمندان زیادی را در طول تاریخ هنر، به خود
جذب کرده است؛ از عکاسان تجربی اولیه گرفته تا دادائی ها، سورئالیست ها و دیگر هواداران آوانگارد.
خلاقان که این هنر را به عنوان یک فرایند بنیانی می بینند که اغلب باعث ایجاد
مناقشاتی شده است، اهداف مختلفی برای استفاده از آن داشته اند؛ مانند پرورش
عکاسی با خلاقیت بیشتر، نقد جامعه و بازتاب تغییرات اجتماعی، تحقیق در مورد این ایده که هنر چیست و یا ساختارشکنی در ایده ی یک عکس.
این رسانه، با این که خلاقیت قابل توجهی به وجود آورد، اما از لحاظ سیاسی متهم بود، و در عمل، تنوع زیادی داشت.
از آنجایی که بسیاری از اشخاص برجسته با این روش ارتباط برقرار کردند، بیایید نگاهی بیندازیم به نام های برجسته ای که از این هنر حمایت کردند.

اسکار رایلندر

اسکار رایلندر که یکی از عکاسان هنری پیشگام و متخصص در فتومونتاژ بود، پدر عکاسی هنری محسوب می شود.
او پس از یادگیری فرایندهای کلودیون مرطوب و کاغذ مومی، شروع به کار در زمینه نقاشی از چهره کرد،
اما آثار هنری برجسته ای نیز در رابطه با مدل های سیرک، کودکان خیابانی خلق کرد.

او پس از اینکه به صورت گسترده با چاپ ترکیبی، تجربه کسب کرد، عکس چاپی معروف خود را با عنوان “دو شیوه زندگی” درست کرد که شامل سی و دو عکس بود.

این عکس که در آن، دو پسر توسط بزرگ خاندان هدایت می شوند، به دلیل برهنگی های جزئی که در آن وجود دارد در ابتدا مورد ستیز قرار گرفت.
با این حال، این عکس توانست به موفقیت برسد و او بعد از آن در انجمن عکاسی سلطنتی لندن پذیرفته شد.
او کار خود را با روی هم افتادن دو عکس، دستکاری عکسی و رتوشه کردن ادامه داد.
سایر عکاسان این دوره، از ایده ها و روش های رایلندر استفاده کردند.

هنری پیچ رابینسون

هنری پیچ رابینسون، در زمینه فرآیند چاپ ترکیبی به عنوان نمونه اولیه فتومونتاژ، پیشگام بود.
عکس ها و نوشته های پیکتورالیستی او، او را تبدیل به یکی از تاثیرگذارترین عکاسان نیمه دوم قرن نوزدهم کرده-اند.
او پس از کار در زمینه پرتره نگاری تجاری، شروع به ساخت عکس هایی کرد که مضامین و ترکیبات نقاشی های ژانر حکایتی را تقلید می کردند.

اولین قطعه ی معروف او که به وسیله ی چاپ ترکیبی خلق شده بود،
“ژولیت با بطری سمی” بود، اما مشهورترین عکس مرکب او، “محو شدن” است که دختری در بستر مرگ نشان می دهد که خانواده اش بر بالین او نشسته اند.
این اثر متعلق به مکتب پیش رافائلی است، که در آن، او تلاش کرد تا لحظات اهمیت بی انتها را در یک محیط قرون وسطایی، تصویر کند.
او فهمید که برای هنرمند، خلق عکس های ترکیبی، به اندازه ی نقاشی، خواهان دارد.

هانا هاک

هانا هاک، یکی از معدود زنانی است که با دادا در ارتباط بود، و دائماً ایده ی خلاقیت کاری زنان در جامعه را ترویج می کرد.
او در فتومونتاژهایش، از عناصر بصری دیگران استفاده کرد تا آنها را تبدیل کند و در قطعات بزرگترش ادغام نماید.
در این قطعات، این تصاویری که در ابتدا بی ربط بودند، روایات متفکرانه ای تشکیل می دادند.
این یک استراتژی است که بسیاری از دادائیست ها و سورئالیست ها از آن استفاده کرده-اند.
او در این دوره، ایده “زن جدید” را ترویج کرد.
او به غیر از فوتومانتاژها، اغلب چیزهای آماده را هم در اثر خود گنجانیده بود، و همیشه مفهوم و ایده ی خود هنر را مورد سوال قرار می داد.
او همچنین به خاطر ساخت عروسک های Dada که کاملا متفاوت از سایر قطعات مرتبط با این جنبش بودند، شهرت دارد.

جان هارتفیلد

جان هارتفیلد، که از هنر به عنوان یک سلاح سیاسی استفاده می کرد، اغلب اظهارات ضد نازی و ضد فاشیستی در آثار خود قرار می داد.
او پس از آنکه به دادا معرفی شد، شروع به خلق هنر در نقاشی آمیخته کرد،
که صدای گوشخراش عناصر بصری، حاوی پیام واضحی برای مخاطبان او بودند.
او یک روش منحصر به فرد ایجاد کرده است که در آن، او برای ایجاد قطعه های با تاثیر سیاسی قدرتمند، تصاویر را جمع آوری و مجدداً از آنها استفاده می کرد.

قطعات او که بازتاب هرج و مرج و بلاتکلیفی بودند که آلمان طی دهه های 1920 و
1930 با آنها روبرو بود، این نوع هنر را به شکل قدرتمندی از ارتباطات جمعی تبدیل کردند.
او عکس هایی از سیاستمداران را از مطبوعات انتخاب می کرد، آنها را به هم می ریخت و مجددا مرتب می کرد تا معنایی کاملا متغیر ایجاد کند.
معروف ترین قطعه او با عنوان “جنگ و اجساد: آخرین امید ثروتمند” در سال 1932، منعکس کننده انگیزه خطرناک آلمان برای جنگ بود.

کورت شویترز

کورت شویترز که در چندین سبک، از جمله ساختارگرایی، Bauhaus، De Stijl و
سورئالیسم و رسانه-های مختلفی مانند شعر، صدا، نقاشی، مجسمه سازی،
تایپوگرافی و طراحی گرافیک کار کرده است، بیشترین شهرت او به خاطر کلاژهایش به نام تصاویر Merz است.
او مخصوصاً این کلاژها را Merz ناميد تا این تصاویر را از کوبيسم، اکپرسیونیسم و حتی دادائیسم متمایز کند.

سالها او این نام را برای تمام فعالیت هایش، از جمله شعر، برپاسازی ها و عملکرد، تعمیم داد.
آثار Merz او، شامل مواد زباله مانند برچسب، بلیط اتوبوس و تکه چوب های شکسته است.
پس از سال 1923، او ساخت سازه های بزرگ Merz را در خانه اش در هانوفر آغاز کرد، که اصطلاحاً اولین Merzbau بود.
در سال 1937، آثار او به عنوان “هنر ویرانگر” توسط “رژیم نازی ها” ممنوع اعلام شد.
او پس از فرار به نروژ، دومین Merzbau خود را ساخت.

تاریخچه فتومونتاژ

من ری

من ری که مشارکت قابل ملاحظه ای در دادئیسم و سورئالیسم داشت، عکس هایی خلق کرد که در شکاف بین هنر و زندگی عمل می کردند.
آندره برتون او را با عنوان “پیش-سورئالیست” توصیف کرد، چون هنر او، تأثیری بزرگی بر مارسل دوشاپ گذاشت و در عمومیت دادن به سورئالیسم، بسیار مهم بود.
او مشارکت قابل ملاحظه ای در زمینه آوانگارد، مد و عکاسی پرتره داشت، اما به خاطر آثارش در زمینه فتومونتاژ نیز بسیار مشهور می باشد.

این عکس ها با زنانگی و فرم در ارتباط هستند، و با تکنیک های مختلفی مانند روی هم افتادن چند عکس، آزمایش می شوند.
معروف ترین قطعه های او که از این نوع می باشند، آنهایی هستند که Alice Prin و Dora Maar در آنها نمایش داده شده اند.
او با Lee Miller، تابش آفتاب را مجدداً اختراع کرد؛ تابش آفتاب، یک فرآیند عکاسی است که تصاویر را روی نگاتیو ثبت می کند.
در این روش، تاریک با روشن جابجا می شود و برعکس.
او همچنین از تکنیک “تصویر سایه ای ” دفاع کرد؛ این تکنیک، یک فرایند تصویرسازی بدون دوربین با استفاده از کاغذ حساس به نور است.

ال لیسیتسکی

ال لیسیتسکی، یک هنرمند، طراح و تایپوگراف روسی بود که از هنر برای تغییر اجتماعی و سیاسی استفاده می کرد.
در اواخر دهه 1920 و اوایل دهه 1930، لیسیتسکی با آخرین رسانه ها مانند تایپوگرافی، عکاسی و فتومونتاژ کار می کرد.
او در این دوره، بیشترین پیشرفت را داشت.
برای او، عکاسی، کارآمدترین راه برای بیان تغییر شکل پویای کشورش بود.

او با فتوگرام ها و فتوکولاژ، به طور گسترده کار کرد و شکل هایی در قالب عکس های چند لایه ساخت.
او با استفاده از روی هم افتادن چند عکس در چاپ، از اثر شفافیت و مجاورت برای دستیابی به ترکیبات دینامیکی (پویا) استفاده کرد.
فتومونتاژی که برای تولد پسرش درست کرد، که در آن، تصویر نوزاد در بالای دودکش یک کارخانه قرار گرفته بود، که آینده ی پسرش را به پیشرفت صنعتی کشور متصل می کرد.
هنر او، عمدتا استعدادهای De Stijl و مربیان Bauhaus را تحت تاثیر قرار داد.

الکساندر رودچنکو

الکساندر رودچنکو، به عنوان یکی از مهمترین هنرمندان آوانگارد، که هنر خود را در خدمت انقلاب سیاسی قرار داده بود، بنیانگذار پر نفوذ جنبش ساختارگرایی بود.
او که در ابتدا در زمینه نقاشی مشغول به کار بود، در سال 1921، در زمینه اشیائی که طراحی سه بعدی دارند، طرح های معماری و عکاسی، شروع به کار کرد.
او بیشترین موفقیت را در زمینه عکس کسب کرد.

شهرت او به خاطر ترکیبات آوانگارد و ارائه ی رویکردی تجربی برای فوکوس و کنتراست بود.
رودچنکو که تحت تاثیر دادائیان آلمانی قرار گرفته بود، کار خود را با رسانه آغاز کرد.
او ابتدا از تصاویری که پیدا می کرد، استفاده می کرد، اما بعدا خودش شروع به عکس گرفتن کرد.
فتومونتاژ او، اولین بار به صورت یک تصویر برای شعر مایاکوفسکی “درباره این” در سال 1923 منتشر شد.
آثار او در زمینه خلق عکس، نقش قابل توجهی در عکاسی اروپایی در دهه 1920 داشت.

جان استزاکر

جان استزاکر، هنرمند مفهومی بریتانیا، با استفاده از پرتره های زیبا از مردان شیک پوش و ستاره های هالیوودی در دهه 1950، کلاژهای احمقانه خلق می کرد.
او این تصاویر را به عنوان تصاویر، با دیگر چهره-ها یا حتی مناظر ترکیب می کرد تا تأثیر غیر طبیعی و پوچ را به وجود آورد.
او روابط مختلفی که با تصویر عکاسی وجود دارد را وارسی می کرد، مانند مستند سازی حقیقت، تامین کننده حافظه یا نماد فرهنگ مدرن.
او با کنار هم قرار دادن ظریف و هوشمندانه ی تصاویر، مفاهیم تلخ خود را به وجود می آورد.

او از تصاویری که به هر دلیلی تماشاگر را هر روزه جذب می کردند، ایده های بنیانی استخراج می کرد.
او معتقد بود که واژه فتومونتاژ، با کلاژ فرق می کند و از آنها به جای هم استفاده نمی کرد.
همانطور که خودش می-گوید، “بریدن یک عکس، حس بریدن گوشت را دارد”.
در سال 2012، او جایزه عکاسی Deutsche Börse را دریافت کرد، و بررسی هایی که منتقدان در مورد آن انجام دادند، اثبات می کند که فتومونتاژ هنوز هم بحث برانگیز است.

ژوزف رنو

آثار ژوزف رنو که یک نقاش اسپانیایی، طراح پوستر و نقاش دیواری بود، همیشه سیاسی بودند.
در سال 1931 او به حزب کمونیست پیوست و در اواسط دهه 1930 پوسترهایی خلق کرد که حامی جمهوری اسپانیا علیه ارتش فرانکو بودند.
پس از اینکه در پایان پایان جنگ داخلی اسپانیا او را به مکزیک تبعید کردند، او به شدت تحت تأثیر تصاویر فرهنگ محبوب ایالات متحده قرار گرفت.

او تصویرهای مربوط به تبلیغات و مجلات محبوب ایالات متحده را برداشت و آنها را کنار هم قرار داد تا مونتاژهایی از نژادپرستی، تبعیض جنسیتی، قدرت رسانه ها و مصرف گرایی درست کند.
با این آثار، او به شیوه ی کنایه و هوشمدانه، مستقیماً به فرهنگ آمریکایی حمله کرد.
این سری کلاژها برای اولین بار در اواخر دهه 1980 در ایالات متحده به نمایش گذاشته شد.
حامیان اولیه فتومونتاژ، به ندرت از او یاد می کنند، اما او نقش مهمی در توسعه این فرم ایفا کرده است.

اسکات ماتر

اگر یک نقاشی انتزاعی می تواند وجود داشته باشد، چرا نباید یک عکس انتزاعی هم وجود داشته باشد؟
گاهی اوقات، البته، واضح است که یک نوع مونتاژ وجود دارد.

اما گاهی اوقات، به طور بصری، واضح نیست و اینجا است که مسئله به وجود می آید.
آیا یک هنرمند، می تواند واقعیت را عوض کند؟ در این صورت، آیا این واقعا هنر است؟
آیا چنین کاری، به لحاظ اخلاقی درست است؟ آیا این کار، سوء استفاده از هنر است؟

هنگامی که یک هنرمند، با عقل سلیم بیننده بازی می کند، فتومونتاژهایی را به نمایش می گذارد که چیز غیرممکنی را نشان می دهند،
مانند تصویری که اسکات ماتر از
مردمی درست کرد که کنار هواپیمای در حال پرواز در بالای ابرها راه می روند، بدون شک، ارزش هنر بالا است.
همانطور که Mutter یک بار توضیح داد، “تصاویر، تلاشی برای نشان دادن چیزی هستند که واقعیت دارد”.
نه یک واقعیت فیزیکی، بلکه استعاره و کنایه ای از واقعیت هستند.

اسکات ماتر – مسافران زمان. تصویر از وبسایت photographymuseum.com

تصاویر تغییر یافته بصورت فیزیکی

مثلا اگر یکی از نویسندگان و هنرمندان مرتبط با دادا در برلین، به نام یوهانس بادر، را در نظر بگیرید که کلاژ او در صفحه کتابی از سال 1920 به عنوان یکی از معروف ترین قطعات هنری فتومونتاژ ثبت شده است،
تغییر فیزیکی که هنرمند در یک عکس ایجاد کرده است تا تصویر ایده آلی بسازد را بصورت واضح خواهید دید.

با توجه به اینکه دادائی ها از قیچی و چسب برای بریدن و چسباندن عکس ها استفاده می-کردند،
و همچنین متون کتبی نوشتاری را روی کلاژهای چاپی قرار می دادند، بدون شک، عکس های اصلی، دستکاری و تغییر داده شده اند.

اما، وقتی پای تکنیک های دیجیتال به میان می آید، آنها بسیار سطح بالا هستند، و علاوه بر این – فهمیدن آنها هم دشوارتر است.

یوهانس بادر. Pinterest

تاریخچه فتومونتاژ

فرهنگ بریدن و چسباندن

همانطور که دانیل هرمان، نگهبان گالری Whitechapel در لندن، می گوید:
امروز، “فرهنگی که در آن زندگی می کنیم، تبدیل به نوعی فرهنگ بریدن و چسباندن شده است”.
درست است، ما غرق در میزان اطلاعاتی شدیم که در هر دقیقه از هر روز دریافت می کنیم و به اشتراک می گذاریم.
کلاژ، حاکی از آن کشور از وضعیت تولید فرهنگی است.

دانیل هرمان اشاره کرد که کلاژ، جایگزینی برای دنیای همیشه در حال تغییر و همیشه سیال تصاویر است،
و قابل لمس بودن، بافت و واقعیت دنیایی که در آن زندگی می-کنیم را به مردم یادآوری می کند.

از سوی دیگر، لورا هاپتمن، نگهبان بخش نقاشی و مجسمه سازی در موزه هنر مدرن نیویورک، می گوید که کلاژ را می توان به عنوان راهی برای نحوه «تجربه همزمان اطلاعات» نیز دانست.
لورا هاپتمن آن را ” ابر افقی اطلاعات ” می نامد، که برمی گردد به داده های در هم آمیخته ای که همه ما در زندگی با آنها سر و کار داریم.

دستکاری عکس توسط توماس باربی – اوه لعنتی! – تصویر از 123 inspiration.com

تاریخچه فتومونتاژ

یک استاد کوکتل، نه یک متصدی بار

آنتونیو مورا، هنرمند معاصر اسپانیایی، که در صنعت طراحی به عنوان یک مدیر هنری کار می کرد، هنر خود را به عنوان راه حل های عمودی می داند.
او خود را یک استاد کوکتل می نامد، اما نباید با یک متصدی بار اشتباه شود.
او با استفاده از تصاویر موجود در وبلاگ ها، مجلات آنلاین، و هر جایی پیرامون حوزه دیجیتال، کوکتل ها را از تصاویر بیرون می کشد و سپس آنها را با هم ترکیب می کند.
موجودات پیوندی او، تبدیل به نمونه ای حماسی از یک روش نحوه استفاده از فتومونتاژ و دستکاری عکس برای ساخت هنر خالص از یک مخلوط شد.

سمت چپ: آنتونیو مورا – جایی که رویاها شما را می برند / سمت راست: آنتونیو مورا – سیکلپس

تاریخچه فتومونتاژ

تصویرسازی با اثر “واو”

یکی دیگر از استادان واقعی دستکاری عکس، توماس باربی، یک هنرمند سوئیسی در ایالات متحده می-باشد.
مدتها قبل از اینکه فتوشاپ وجود داشته باشد، او از هر گوشه ای از زمین که بازدید می کرد، عکس می رفت.
امروز، او هنوز هم برای ساخت عکس های مونتاژ، از ویراستاران دیجیتالی عکس استفاده نمی-کند.
او “جادوی” خود را در اتاق تاریک انجام می دهد.
و او چه کار می کند؟ او فتومونتاژهای سورئالیستی را به گونه ای درست می کند که خلاق ترین افراد در صنایع پیشرفته، به مهارت های او غبطه می خورند.

برخی از تصاویر مشهور این هنرمند عبارتند از: اسکی روی میز، زوج زیر آب، پیانوی گورخر، کانال ونیز در کلیسا، و چیزهای دیگر.
او فقط در سبک سیاه و سفید کار می کند، و هدفش از ساخت عکس های منحصر به فرد، صرفاً انجام هنرهای زیبا است.
آثار او در بسیاری از موزه ها در سراسر جهان به نمایش گذاشته شده است، و کلکسیونرها بر سر تصاحب آثار هنری او می جنگند.
در حال حاضر، فتومونتاژهای او در کسکسیون های خصوصی بیش از 20 کسکسیونر، موجود است.
توماس باربی، عاشقان هنر را جذب می-کند، زیرا کلاژهای او، یک کلاژ معمولی نیستند.

او در واقع چندین نگاتیو را ترکیب می کند، که بعضی از آنها چندین دهه بزرگتر از بقیه هستند.
هدف نهایی او این است که تصویری ایجاد کند که تماشاگر را واقعا شگفت زده نماید.
همانطور که خود هنرمند بیان کرد، اگر او به تصویر خود نگاه کند، و اولین واکنش این باشد که “خب که چی؟”، آن را نابود می کند و دوباره به صورت متفاوت کار را انجام می دهد تا زمانی که آن کار، تاثیر “واو” بگذارد.
و فتومونتاژهای او، واقعا مردم را شگفت زده می کند.

ساخت عکس توسط توماس باربی – قطعه پیانو – تصویر از 123 inspiration com

تاریخچه فتومونتاژ

فراتر از خیال

لورنس دیمایسون، یکی دیگر از افرادی است که حرفه خود را به یک نوع فتومونتاژ خاص اختصاص داد و در سراسر دنیا مورد احترام قرار گرفت.
او در درجه اول با عکاسی آنالوگ کار می کند، و امکانات فنی آن را مورد بررسی قرار می دهد.
دیمایسون با آزمیش روی نوردهی درازمدت، فلاش و نگاتیو، با ایجاد تصاویر جذابی که نشان می دهند که چگونه یک دوربین می تواند چشم انسان را فریب دهد، محدودیت های این رسانه را زیر سوال برده است.
او بیش از 22 سال است که او مشغول کار روی خودنگاره ها می باشد،
اما همانطور که
خود او توضیح می دهد، این عکس ها در مورد خودش نیستند.
دیمایسون، عکس هایی که می-سازد را “خیال کاغذی” می نامد.
دلایل خوبی هم برای آن وجود دارد، چون سوژه ناپدید می شود و یک جهان کاملا متفاوت و فراتر از تخیل بیننده را به نمایش می گذارد.

تاریخچه فتومونتاژ عکس

دستکاری واقعیت

وقتی در مورد فتومونتاژ صحبت می کنیم، نمی توانیم برخی از بخش های مهم در قواعد عکاسی را نادیده بگیریم.
این بخش ها عبارتند عکاسی مستند و عکاسی خبری.
شما می خواهید بدانید که اینها چه ربطی با فتومونتاژ و با هنرهای زیبا دارند،
در حالی که هدف آنها این است که واقعیت را به همان گونه که هست به تصویر بکشانند
و جهان اطراف ما را در تمام خلوص آن نشان دهد، بدون اینکه تمایلی به درک هنر داشته باشند.
اما یک سری نگرانی های اخلاقی در مورد استفاده خاص از عکاسی وجود دارد.

این نگرانی ها در مورد روش کمی متفاوت در تغییر عکس است، که در این روش، فتومونتاژ حتی قبل از گرفتن تصویر، صورت می گیرد.
هیچ اشکالی ندارد که یک عکاس، به مدل هایش برای نمایش دادن خودش توجه کند،
درست است؟ درست است، اگر این یک عکس برای یک کمپین مد باشد.
اما اگر در مورد کار تصویربرداری مستند باشد، می تواند مشکل ساز شود.

در آن صورت به جای آنکه مدل ها واقعیت را به تصویر بکشند، دنیا را به شکلی که هنرمند می خواهد ما ببینیم خلق می کند.
همان موضوع برای تغییر صحنه هم اتفاق می افتد، تا آن را به شکلی که عکاس می خواهد، به نمایش بگذارد.
چرا یک عکاس مستندسازی، بخواهد صحنه سازی را تغییر دهد؟ اولا، برای اینکه احساسات بینندگان را تحریک کند.
هر چه تاثیر بصری، بزرگتر باشد، ارزش عکس، بالاتر است.
بنابراین، برخی از عکاسان مستندساز و عکاسان خبری، به نحوی واقعیت را دستکاری می کنند که از بسیاری جهات می توان در مورد آنها بحث کرد.
مطمئنا این یک نوع خاص از فتومونتاژ است، خواه آنها بخواهند آن را بپذیرند، خواه نه.
و وقتی که به بحث اخلاقی بپردازیم، این سوال مطرح می شود -که آیا این هنر است، یا یک دروغ؟

جهت ثبت نام و اطلاع از شرایط کلاس های آموزشی فتوشاپ در عکاسی