balance in photography - تعادل در عکاسی

9 راه برای ایجاد تعادل در عکاسی شما

گاهی با وجود تکنیک ها، ایده ها و ملاحظات مختلف، به نظر می رسد رسیدن به یک چیدمان مناسب، هدفی دست نیافتنی است.
تعادل یکی از پیچیده ترین مفهوم هاست ولی در عین حال ابزاری قدرتمند است که ارزش این را دارد که زمانی را برای یادگیری آن سرمایه گذاری کنید.
برای کمک به شما، در اینجا به 9 راه و عنصر اشاره می کنیم که می توانید برای ایجاد توازن در تصاویرتان از آنها استفاده کنید.

تعادل در عکاسی (Balance) چیست؟

تعادل در عکاسی شکلی از چیدمان برای یک عکس است که در آن همه ی عناصر به یک اندازه یکدیگر را تکمیل می کنند.
با ایجاد کشش دیداری یا هماهنگی (harmony)، یک عکس خوشایند به وجود می آید.
عناصر متفاوت زیادی می توانند در ایجاد تعادل در عکاسی شما موثر باشند:

  1. رنگ
  2. روشنی در برابر سایه
  3. بافت
  4. وزن دیداری (visual weight)
  5. محل قرارگیری سوژه
  6. رابطه ی عناصر با یکدیگر
  7. تقارن
  8. عمق میدان
  9. فضای منفی (negative space)
How do you achieve  balance - تعادل در عکاسی

چطور به تعادل در عکاسی دست پیدا کنید؟

وقتی شما چیدمان صحنه ی خود را انجام می دهید، باید در مورد عناصر مختلف و اینکه چطور باهم تعامل و رابطه دارند، فکر کنید.
شما می خواهید چه داستانی را نقل کنید؟ میخواهید چه احساساتی را منتقل کنید؟
تعادل می تواند دارای هماهنگی باشد، به طوری که همه ی عناصر به طور یکسان
نمایش داده شوند و یک شکل کلی خوشایند را ایجاد کند (تقارن مثال خوبی است).
تصویر یک منظره که در یک برکه یا دریاچه منعکس شده است، دارای هماهنگی زیادی است.
یک تصویر می تواند با وجود ناهماهنگی، کشش دیداری داشته باشد.
ممکن است به نظر غیرعقلانی برسد که بگوییم این ناهماهنگی می تواند توازن ایجاد
کند، ولی به فضای منفی یا یک نقطه ی کوچک قرمز در یک عکس کمرنگ فکر کنید..!

معمولا عوامل مختلف زیادی در مورد تعادل نقش ایفا می کنند.
ضرورتا فقط یک مشکل نیست که برای هر عکس آن را حل کنیم.
هر عکس، دارای رنگ، سوژه، سایه روشن، کانترست و … می باشد که در ایجاد تصویر نهایی همراه هستند.
بعضی از این مفاهیم مربوط به مکانیک اینکه شما چگونه عکس می گیرید
(نور، سایه، کانترست، سایه روشن) هستند و بعضی دیگر بیشتر مربوط به چیدمان عکس هستند (تقارن، فضای منفی، جاگذاری سوژه).
پس چیزهای مختلف زیادی در یک عکس وجود دارند که باید به آنها توجه کنید.
بیایید به هرکدام از آنها با جزئیات بیشتری توجه کنیم:

color in photography 2 - تعادل در عکاسی

1. نقش رنگ در تعادل در عکاسی

رنگ تاثیر بسیار زیادی در عکس شما دارد.
وقتی که سرانجام فیلم رنگی وارد بازار شد، تاثیر شگرفی در عکاسی داشت.
توانایی دیدن رنگ های روشن به جای تصاویر تک رنگ، خیلی تفاوت ایجاد کرد.
این موضوع باعث به وجود آمدن سبک ها و تکنیک های متفاوتی در عکاسی شد که امروزه نیز روش های غالب در تولید تصاویر هستند.
رنگ ها به شما این امکان را می دهند که احساسات را فراخوانی کنید، کشش ایجاد کنید،
عناصر خاص را برجسته کنید، توجه بیننده را جلب کنید و داستان تصاویر را به طرق مختلف نقل کنید.

تصویر این باغ را با رنگ های متفاوت سبز و زرد درختانش ببینید، ولی همچنان نگاه شما به سرعت به سمت بخش کوچک ولی برجسته ی گل های قرمز کشیده می شود.
این عکس دارای تعادل است چراکه رنگ قرمز دارای وزن دیداری زیادی است ولی فقط قسمت کوچکی از کل عکس را اشغال کرده است.
اگر بزرگتر بود، عکس را در خود غرق می کرد، در عوض الان به شما نقطه ای ارائه می کند تا از آنجا نگاهتان را به سمت رنگ ها و بافت های دیگری که در باغ وجود دارند ببرید.
استفاده از رنگ ها برای ایجاد یک حالت(mood)، یک احساس یا یک بازه ی زمانی

color in photography 1 - تعادل در عکاسی

این دوچرخه ی قدیمی در یک خانه ی روستایی قدیمی به یک نشانه ی خوش آمد گویی تبدیل شده است.
با انتخاب مقدار کمی از توناژ سپیا (sepia)، بافت های مختلفی که در عکس وجود دارند را برجسته کرده و رنگ های متفاوت را یکدست کرده است.
فوکوس عکس دوچرخه است، نه روشنی سبزی چمن ها و یا قرمزی مرغی که در پشت صحنه قرار دارد.
تغییر دادن رنگ ها، همه ی عناصر را متوازن کرده است و بدین وسیله سوژه ای که میخواهید در فوکوس عکس قرار گرفته است.

LIGHT VERSUS SHADOW - تعادل در عکاسی

2. نور در برابر سایه

نور و سایه عناصر متضادی هستند که برای عکاسی ضروری هستند.
اگر شما نور داشته باشید، به طور کلی سایه هم خواهید داشت.
وقتی شما هردوی این عناصر را داشته باشید، ابعاد بیشتری به سوژه ی شما می افزاید؛
با اینکه ما به عکس در یک حالت دو بعدی نگاه می کنیم، عناصر آن به نظر مسطح نمی آیند و حالت منحنی پیدا می کنند.
کانترست و تفاوت در سایه روشن باعث می شود عکس پویاتر و جذاب تر باشد.
کانترست از تفاوت بین مقدار روشنایی و سایه در یک عکس ایجاد می شود.

کانترست بیشتر، مقدار سایه روشن عکس را نیز بیشتر می کند.
وقتی کانترست عکس کم باشد و رنگ ها خیلی بهم شبیه باشند، عناصر عکس به نظر مسطح می آیند.
پس یادگیری استفاده از نور و سایه ها باهم می تواند باعث ایجاد تعادل در عکس های شما شود.
تصویر این نعل اسب ها، از نور شدید خورشید در ظهر برای ایجاد سایه ها استفاده کرده است و الگوها و اینکه چطور به میخ ها آویزان شده اند را نشان داده است.
اگر این سایه ها وجود نداشتند، جذابیت این عکس خیلی کمتر می شد.

texture in photography - تعادل در عکاسی

3. نقش بافت در تعادل در عکاسی

بافت می تواند به طرق مختلف نشان داده شود،
در عکس قاشق ها و ادویه ها، سه لایه از بافت را می بینید، سطح پس زمینه، ادویه ها در قاشق ها و مقداری ادویه ی پراکنده.
با اینکه بافت های زیادی در این عکس وجود دارد، ولی با استفاده از تعادل و ترکیب لایه های میانی که باعث ملایم کردن تفاوت ها در بین ادویه ها و پس زمینه ی صنعتی می شود، تعادل در آن ایجاد شده است.
اگر ادویه های پراکنده در تصویر وجود نداشتند، احتمالا به این خوبی تعادل در این تصویر برقرار نمیشد چراکه این ادویه ها به انتقال نگاه در تصویر کمک کرده اند.

این تصویر بلوبری، از بافت ها به شکل متفاوتی استفاده کرده است، در این عکس سوژه ها خودشان با وجود اشکال متفاوت قطرات آب روی آنها، به عناصر بافتی تبدیل شده اند.
بدون وجود قطرات، این عکس جذابیت کمتری داشت و جزئیات ریز قطره ها، سایز بلوبری ها را به تعادل رسانده و عناصر بیشتری را به چشم ما برای دیدن ارائه می کند.

پوست درختان، الگوهای روی آب، دیوارهای آجری، ترک های روی پیاده رو، ابرهای آسمان، برگ های درختان یک باغ، فلزات براق، سنگ ها در یک برکه و ماسه های ساحل را در نظر بگیرید.
فرض کنید به صورت long exposure عکاسی کنید تا مثلا تصویر آبشار حالتی نرم و لطیف پیدا کند یا الگوهای جذابی در ابرها ایجاد شود.
تصور کنید با ICM (Intentional Camera Movement) (حرکات عمدی دوربین) حالت های محو ملایم یا مسیرهای نور زیبایی را ایجاد کنید.
بافت ها در اطراف شما در هر چیزی که می بینید وجود دارند ولی معمولا به آنها توجهی نمی شود.
بافت ها می توانند در عکس ها برجسته شوند و اگر برای استفاده از آنها زمان صرف کنید می توانند به عنصر کلیدی عکسیتان تبدیل شوند.

texture in photography 2 - تعادل در عکاسی
VISUAL WEIGHT - تعادل در عکاسی

4. وزن دیداری

این مورد مفهومی پیچیده برای اجراست چراکه گاهی اوقات متناقض به نظر می رسد.
چطور می شود یک عنصر کوچک یک تصویر بزرگ را در خود غرق کند؟ چطور ممکن است یک رنگ بر رنگ دیگر غالب شود؟
در تصویر این پروانه، سایه روشن ها خیلی به هم شبیه هستند، حتی رنگ ها و سایه های زرد و قهوه ای نیز خیلی شبیه هم هستند.
با این حال وزن دیداری بیشتر توسط برگ سبز مات کناره ی تصویر نگه داشته شده است.
اگر شما قسمت پایینی عکس را کراپ(crop) کنید، حس عکس به کلی تغییر می کند و پروانه به برجسته تر خواهد شد.

VISUAL  WEIGHT photography - تعادل در عکاسی

یکی از تصاویر مورد علاقه ی خود من، تصویر یک سنگ قبر آهکی جدید در یک قبرستان است که پر از سنگ های قدیمی و رنگ و رو رفته است.
برای برجسته تر کردن این سنگ نور در بهترین زاویه بود و با اینکه عنصر کوچکی در عکس می باشد وزن دیداری را به آن منتقل کرد.
قرارگیری سوژه در وسط عکس نیز در ایجاد تعادل در عناصر دیگر اطراف آن نیز نقش به سزایی داشته است و امکان نقل کردن داستان بیشتری می دهد،
اگر فوکوس فقط روی این سنگ قبر بود، عکس حس کاملا متفاوتی پیدا می کرد.

SUBJECT PLACEMENT - تعادل در عکاسی

5. محل قرارگیری سوژه و تعادل در عکاسی

جایی که شما سوژه را قرار می دهید به طرق مختلفی بسیار مهم است.
این مورد می تواند برای نشان دادن تعادل، رابطه ی بین عناصر، برجسته کردن کشش یا برای ایجاد یک احساس خاص یا حالتی ادبی در عکس استفاده شود.
یک مثال ساده، قانون سوم ها (the rule of thirds) است، که در آن گفته می شود که سوژه ای که در مرکز قرار دارد تاثیر و هیجان کمتری دارد، باید سوژه را روی خطوط سوم
قرار دهیم تا نسبت به قابی که انتخاب کرده ایم حالت پویا تری داشته باشد.

وقتی که سوژه در یک مسیر خاص که شما قرار داده اید، دیده شود، احساسات این عکس تحت تاثیر قرار می گیرد.
اگر سوژه ی شما در خارج از قاب دیده می شود، قرار دادن آنها نزدیک به لبه ها نسبت به زمانی که شما آنها را جایی از تصویر قرار دهید که کاملا داخل(در میان) قاب دیده شوند، تصویری کاملا متفاوتی را ایجاد می کند.

SUBJECT PLACEMENT photography - تعادل در عکاسی

مثال :

در تصویر این غار(تصویر بالا)، مردمی که در عکس هستند، با ارائه ی یک مقیاس، در عکس تعادل ایجاد کرده اند.
بدون وجود آنها، به این دلیل که زمینه ای نداشتیم تا به آن استناد کنیم، نمی توانستیم اندازه ی واقعی این غار را متوجه شویم.
رنگ های روشن لباس های آنها نیز در برابر جزئیات بافت دیواره های سنگی، مقداری وزن دیداری ایجاد می کند.
قرارگیری آنها در پایین تصویر، تصویر را به زمین متصل می کند و به نقل داستان آن کمک می کند.

قرارگیری این پرنده روی شاخه یک نمونه ی مناسب از تعادل زاویه ها و خطوط است.
خط شاخه ی اصلی توسط شاخه های مات در پشت صحنه منعکس شده است که به عکس عمق و تعادل داده است.
پرنده در اندازه ی مناسبی در عکس قرار دارد، به اندازه ی کافی بزرگ است که جزئیات آنرا ببینیم
ولی آنقدر بزرگ نیست که قاب تصویر را تنگ کند و چشم قرمز رنگ او مقدار زیادی وزن دیداری را نیز در بر دارد.
با توجه به اینکه تقارن خیلی مهم است اگر این پرنده در زاویه ی دیگری قرار داشت، تعادل کمتری در عکس ایجاد میشد و به این زیبایی نبود.

RELATIONSHIP OF ELEMENTS - تعادل در عکاسی

6. رابطه ی بین عناصر برای ایجاد تعادل در عکاسی

این مورد، مفهوم محل قرار گیری سوژه را یک قدم جلوتر می برد.
شما باید رابطه ی خاص بین عناصر و اینکه چگونه از این روابط در چیدمان عکستان استفاده کنید، را در نظر داشته باشید.
عکس منظره ی زیر، یک عکس خیلی ساده از زمین/دریاچه/آسمان است و آنقدرها جذاب نیست.
ولی وجود آن نشانه دقیقا کنار لبه ی صخره، همه چیز را تغییر می دهد.

قرمزی حروف آن، توجه ما را به خود جلب می کند (که باید اینطور باشد) و حتی با اینکه نشانه کوچک است، تاثیر زیادی دارد.
اگر نشانه کمتر به لبه ی صخره نزدیک بود، احتمالا این عکس کمتر گیرا می بود.
در چیدمان این عکس، قانون thirds برای ایجاد تعادل و بافت با لبه های صخره در سمت راست استفاده شده است که نشان می دهد که صخره ادامه دارد
(درواقع این پرتگاه حدود صدها متر طول داشت ولی فقط یک نشانه در آن وجود داشت!)

RELATIONSHIP  ELEMENTS photo - تعادل در عکاسی

تصویر بالا با زاویه ی wide از تعدادی درخت توتارای فسیل شده در خلیج کوریو گرفته شده است.
معمولا وقتی از مناظر با زاویه ی wide عکاسی می کنید، اگر عناصری در پیش زمینه ی تصویر به عنوان مرجع در آنها وجود نداشته باشد، زمینه و بافت خود را از دست می دهند.
وجود این مرد نیز داستان بیشتری را روایت می کند، و در عین حال جذابیت و وزن دیداری را با رنگ آبی روشن در برابر ماسه ها و سنگ ها ارائه می کند.
حضور او در جلوی تصویر زاویه ی wide منظره ی پشت سر را به تعادل می رساند و مقیاسی ارائه می دهد تا متوجه بزرگی منظره ی پشت سر شویم.

SYMMETRY photo - تعادل در عکاسی

7. تقارن و تعادل در عکاسی

وقتی درست و فکر شده انجام شود، تقارن می تواند بسیار مفید واقع شود.
قرار دادن dead center سوژه تان در قاب می تواند یک ریسک محسوب شود.
با اینکه تصاویر منعکس شده در یک دریاچه یا برکه میتوانند زیبا باشند، ممکن است خیلی ثابت و غیرجذاب نیز به نظر برسند.
یک موقعیت عجیب به وجود می آید که در آن عکس به خوبی متوازن است ولی در واقع چیدمان آن درست نیست!
عکس زیر، انعکاس یک درخت پاییزی است ولی زاویه ای که این عکس در آن گرفته شده است، توجه را به منظره منتقل می کند.
در نتیجه بازتاب ضرورتا هدف عکس نیست.

در عوض، خوب بودن عکس بیشتر مربوط به چیزهایی است که به عکس می افزاییم.
علاوه بر این، شکلی که درختان در کنار هم قرار گرفته اند، در عکس تعادل ایجاد کرده است؛
دو درخت بید طلایی، شکل منحنی به خود گرفته اند و مقدار کمی سایه ایجاد کرده اند.
این درختان با درخت سپیدار طلایی بلند با علف هایی به همان رنگ پشت سرش و
سبزی نی های داخل رودخانه تعادل ایجاد کرده اند.

در این تصویر کانترست به مقدار کافی وجود دارد و عناصر تاریک و روشن، جذابیت و عمق به عکس افزوده اند و همچنین ترکیب رنگ طلایی-آبی یک ترکیب هنری زیبا ایجاد کرده است.
بازتاب تصویر، رنگ ها و سایه روشن ها را ملایم تر کرده است به طوری که به منظره ی اصلی امکان بیشتر دیده شدن می دهد.

DEPTH OF FIELD - تعادل در عکاسی

8. عمق میدان

آیا همه چیز باید در عکس شما 100 درصد آشکار باشند؟ جواب من به این سوال نه است.
شما می توانید به طور خلاقانه از عمق میدان استفاده کنید و تعادل سوژه را در برابر پشت صحنه ی کم رنگ تر برقرار کنید و به سوژه این امکان را دهید که عنصر اصلی فوکوس و نقطه ی برجسته در عکس باشد.
عکس مخروط های کاج زیر را با دیافراگم f/11 تصور کنید.
اگر همه ی برگ ها و درختانی که در پشت صحنه ی عکس قرار دارند، در فوکوس عکس بودند، مخروط های کاج در بین آنها گم می شدند.
عکاسان پرتره از این مفهوم برای عکاسی بهتر استفاده می کنند، آنها از سوژه هایشان به همین شکل عکاسی می کنند و از آنها میخواهند که در برابر پس زمینه های شلوغ و پرت کننده ی حواس قرار نگیرند.

NEGATIVE SPACE - تعادل در عکاسی

9.نقش فضای منفی در ایجاد تعادل در عکاسی

فضای منفی یک عنصر جالب در چیدمان در عکاسی است که برای بعضی از عکس ها مفید است.
به یاد داشته باشید این روش برای موقعیت های خاصی ممکن است کارساز باشد ولی بسیار دشوار است.
همچنین برای این کار شما باید به اندازه ی کافی شجاع باشید تا رویکردهای متفاوتی نسبت به آنچه قبلا انجام می داده اید انجام دهید.
وقتی این کار را به دقت انجام دهید، فضای منفی با ایجاد مقداری فضای خالی برای ایجاد توازن برای یک سوژه ی خاص عکس شما را باارزش تر می کند.
این روش معمولا در عکس های مسافرتی خیلی مفید واقع می شود که دیوارها یا ساختمان ها با رنگ های روشن افرادی که از کنار آنها می گذرند را به گرفتن عکس در برابر آنها دعوت می کند.

NEGATIVE SPACE PHOTOGRAPHY - تعادل در عکاسی

عکس این گل ژربرا، مقدار زیادی فضای منفی در سمت چپ و پایین گل دارد.
به دلیل وجود ساقه ی منحنی و زاویه ی پویای گل، این عکس حرکت زیادی در نگاه ما ایجاد می کند.
فضای منفی یک تعادل پر آرامش به این انرژی می افزاید.
سطح نرم و لطیف آب در این عکس long exposure نیز مقداری فضای منفی برای ایجاد تعادل در وزن دیداری صخره ها و آسمان شلوغ ارائه می کند.
رنگ های روشن آب نیز با رنگ های تیره تر ماسه ها تعادل ایجاد کرده اند.

CONCLUSION - تعادل در عکاسی

نتیجه گیری مقاله تعادل در عکاسی :

گاهی یک عکس ممکن است با اینکه سوژه ی عکس، نور و چیدمان عکس خوب است، عکس خیلی خوب از آب در نیاید.
خوب است که با چشمان باز به این عکس ها نگاه کنیم و تعادل عناصر مختلفی که گفته شد را در آنها بررسی کنیم.
شاید شما مواردی را ببینید که بتوانید از طریق آنها چیدمان دیگری برای عکستان اتخاذ کنید.
چیدمان معمولا یک تلاش تمام نشدنی برای یافتن مقصد نهایی عناصر به نظر می رسد.

آیا نور عالی دارید؟ آیا سوژه ی شما خوب است؟ آیا سوژه های شما در حال انجام چیزی جالب هستند؟
آیا رنگ ها زنده هستند؟ آیا این تصویر عجیب و غریب است؟ آیا یک عامل خاص دارد؟
ممکن است عکس شما همه ی این عوامل را داشته باشد ولی با این حال به نظر خوب نرسد.
پس به همه ی عناصر مختلفی که به هم مرتبط و باهم متوازن هستند توجه کنید.

شاید بهتر است به جای به یاد سپردن همه ی قانون های پیچیده ی چیدمان، همه چیز را ساده تر کنید و با تعادل در عکس شروع کنید.
یا شاید شما می خواهید عکسی که گرفتید چالش برانگیز و سخت باشد و هدف شما ایجاد کشش در یک کار نامتوازن است- این روش هم یک انتخاب خلاقانه ی موفقیت آمیز است.
ولی اگر شما احساس می کنید که عکس های شما چیزی کم دارند، سعی کنید در آنها به دنبال تعادل باشید و ببینید چه چیزی پیدا می کنید.

مثل هرچیز دیگر در عکاسی، برای این کار نیز فقط یک راه وجود ندارد.
بلکه راه های مختلف زیادی برای این کار وجود دارند و خوشبختانه کسی هست که آنها را برای شما تکرار کند تا چیز جدیدی بیاموزید.
اگر شما کسی هستید که در عکس های خود به دنبال تعادل هستید، به چه راه های دیگری فکر می کنید؟